از دائرة المعارف بریتانیکا
مقدمه
طرزتلقی یا جهتگیری روشنفکرانه که مشخصۀ بسیاری از آثار ادبی، نقــاشی، موسیـقی، معمــاری، نقــد و تاریخ نگاری در تمــدن غربی طی دورهایست که از اواخر قرن 18 آغاز میشود و تا اواسط قرن 19 ادامه مییابد. رمانتـیسم را میتوان نوعی واپسزدن ملاکهای نظم، آرامش، هماهنگی، توازن، آرمانیسازی و عقلانیت دانست که خصلت عمومی کلاسیسیزم و مخصوصاً نئوکلاسیسیزم اواخر قرن هجدهم است. همچنین رمانتیسم را می توان تاحدی عکسالعمل به نهضت روشنگری، و نیز عقلانیت و مادیگرایی فیزیکی قرن هجدهمی دانست. در رمانتیسم بر هر چه فردی، ذهنی(در مقابل عینی)، غیرعقلانی، تخیلی، شخصی، خودانگیخته، عاطفی-هیجانی، مکاشفهآمیز و فراتر از تجربه باشد، تأکید میشود.
از میان تلقیهای خاص رمانتیسیزم به اینها میتوان اشاره کرد:
درک عمیقتر از زیبایی طبیعت؛ برتر دانستن عاطفه از منطق، و حواس از هوش؛ نوعی بازگشت به خود (نفس) و بررسی جدی شخصیت، حالات و استعدادهای ذهنی انسان؛ توجه وافر به نوابغ، قهرمانان، و به طورکلی افراد استثنایی و تمرکز برامیال، و کشمکشهای درونی ایشان؛ تصوری تازه از هنرمند که او را آفرینندهای یگانه و برتر می شمارد که روح خلاقش بینیاز از پیروی بیچون وچرا از قواعد رسمی و روشهای سنتی است؛ تأکید بر تخیل به منزلۀ مفتاح تعالیبخشی به تجربه و حقیقت معنوی؛ علاقۀ وسواس آمیز به فرهنگ عامیانه، ریشه های فرهنگی ملی و قومی، و آثار متعلق به قرون وسطا؛ و سرانجام شیفتگی به هرچه از عجایب دیگر سرزمینها، امور غریب، اسرارآمیز، سحرآمیز، مهیب، بیمارگون، و حتی شیطانی باشد.
رمانتیسم و ادبیات
چندین تحول مرتبط به هم که از اواسط قرن 18به بعد رخ داد ومیتوان آن را پیش- رمانتیسم نامید مقدمات رمانتیسم واقعی را فراهم کرد. از آن میان یکی توجه به و درکی تازه از رمانس قرون وسطایی بود که نام این نهضت هم از آن اقتباس شده است. رمانس، قصه یا بالاد [1] (نوعی ترانۀ عاشقانه با ضرباهنگ آرام) در وصف ماجراجوییهای شهسواران بود که تأکید آن بر قهرمانیهای فردی، و حوادث غریب و اسرارآمیز، آشکارا با رسمیت و تصنع پرظرافت شکلهای کلاسیک رایج ادبیات، نظیر تراژدی نئوکلاسیک فرانسوی و دوبیتیهای پنج ضربی انگلیسی در شعر[2]، در تضاد بود. این علاقۀ نوظهور به ادبیاتی که با زبانی نسبتاً ساده و مبتنی بر عواطف پرشور از گذشتهها سخن میگفت، به نکتهای محوری در رمانتیسیزم بدلشد.
رمانتــیسم در ادبیات انگلســتان، حـوالی 1790 باانتــشار «Lyrical Ballads» اثر ویلیام وردزورث[3] و ساموئل تیلور کلریج[4] آغاز شد. «مقدمۀ» وردزورث بر دومین ویرایش کتاب (1800م.) که در آن شعر را «غلیان خودانگیختۀ احساسات نیرومند» خوانده است، به بیانیۀ نهضت رمانتیک انگلیسی در شعر بدلشد. ویلیام بلیک[5] سومین شاعر مهم اولین مرحلۀ این نهضت در انگلستان است. نخستین مرحلۀ این نهضت در آلمان با نوآوری در محتوا و سبک ادبی، و نیز با شیفتگی به امور اسرارآمیز، ناخودآگاه، و فراطبیعی مشخص می شود. افراد مستعدی چون فردریش هولدرلین، یوهان ولفگانگ فون گوتۀ جوان، جان پائل، نوالیس، لودویگ تی یک، ا.و. شلگل، فردریش شلگل، ویلهلم هاینریش واکنرودر، و فردریش شلینگ[6]، به این نخستین مرحله تعلق دارند. در فرانسۀ انقلاب زده، ویکومت دُ شاتوبریان و مادام دُ استال[7] با نوشته های نظریه پردازانه و تاریخی شان، آغازگران رمانتیسم بودند.
دومین مرحلۀ رمانتیسم، که سالهای 1805 تا حدود 1830 را در بر می گیرد، با قوتگرفتن ملیگرایی فرهنگی و توجهی تازه به ریشههای ملی مشخص می شود، که جمع آوری و بازسازی(تقلید) فرهنگ عامه، ترانهها و اشعار عامیانه، رقص و موسیقی عامیانه، و حتی آثار مربوط به قرون وسطا و رنسانس که پیشتر نادیده انگاشته می شد، از آن جمله است. نوشتههای تخیلی سر والتر اسکات[8] ترجمان این احیای توجه به گذشتۀ تاریخی است. او را اغلب مبدع ناول تاریخی تلقی می کنند. تقریبا در همین زمان شعر رمانتیک انگلیسی با آثار جان کیتس، لرد بایرون و پرسی ب. شلی[9] به اوج خود رسید.
محصول جنبی علاقۀ رمانتیکها به امور هیجانی، آثاری بود که به امور فراطبیعی، غریب، و ترسناک می پرداخت، مانند فرانکنشتاین اثر مری شلی و نیز آثار سی. ر. ماتورین، مارکی دُ ساد و ای. ت. ا. هوفمن[10]. دومین مرحلۀ رمانتـیسیزم در آلمان در سیـطرۀ آثار آکیم فن آرنیم، کلمـنس برنتانو، ج.ج. فن گورس و جوزف فن آیشندورف[11] بود.
حدود سال 1820 نهضت رمانتیسم چنان گسترش یافته بود که تقریبا ادبیات تمام اروپا را در بر می گرفت. در این مرحلۀ ثانوی، رویکرد نهضت رمانتیسیزم کمتر ابعاد عام و جهانشمول داشت و بیشتر بر کشف میراث تاریخی و فرهنگی هر ملت و درک امیال و کشمکشهای درونی افراد استثنایی متمرکز بود.
فهرستی مختصراز نویسندگان رمانتیک یا متأثر از رمانتیک شامل اسامی این کسان خواهد بود:
توماس د کوئینسی، ویلیام هزلیت، و خواهران برونته[12] در انگلستان؛ ویکتور هوگو، آلفرد دُ وینی، آلفنس دُ لا مارتین، آلفرد دُ موسه، استندال، پروسپه مریمه، الکساندر دومای پدر، و تئوفیل گوتیه[13] در فرانسه؛ الساندرو مانزونی، و جاکومو لئوپاردی[14] در ایتالیا؛ الکساندر پوشکین، و میخائیل لرمونتوف[15] در روسیه؛ خوزه د اسپرونسدا و انجل د ساودرا[16] در اسپانیا؛ آدام میکی یویچ[17] در لهستان؛ و تقریبا تمام نویسندگان مهم امریکای پیش از جنگ های داخلی.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1) ballad
2) couplet
3) William Wordsworth
4) Samuel Taylor Coleridge
5) William Blake
6) Friedrich Hölderlin, Johann Wolfgang von Goethe, Jean Paul, Novalis, Ludwig Tieck, A.W. and Friedrich Schlegel, Wilhelm Heinrich, Wackenroder, Friedrich Schelling
7) vicomte de Chateaubriand, Mme de Staël
8) Sir Walter Scott
9) John Keats, Lord Byron, Percy Bysshe Shelley
10) C.R. Maturin, Marquis de Sade, and E.T.A. Hoffmann
11) Achim von Arnim, Clemens Brentano, J.J. von Görres, Joseph von Eichendorff
12) Thomas De Quincey, William Hazlitt, Brontë sisters
13) Victor Hugo, Alfred de Vigny, Alphonse de Lamartine, Alfred de Musset, Stendhal, Prosper Mérimée, Alexandre Dumas (Dumas Père), Théophile Gautier
14) Alessandro Manzoni, Giacomo Leopardi
15) Aleksandr Pushkin, Mikhail Lermontov
16) José de Espronceda, Ángel de Saavedra
17) Adam Mickiewicz
7) vicomte de Chateaubriand, Mme de Staël
8) Sir Walter Scott
9) John Keats, Lord Byron, Percy Bysshe Shelley
10) C.R. Maturin, Marquis de Sade, and E.T.A. Hoffmann
11) Achim von Arnim, Clemens Brentano, J.J. von Görres, Joseph von Eichendorff
12) Thomas De Quincey, William Hazlitt, Brontë sisters
13) Victor Hugo, Alfred de Vigny, Alphonse de Lamartine, Alfred de Musset, Stendhal, Prosper Mérimée, Alexandre Dumas (Dumas Père), Théophile Gautier
14) Alessandro Manzoni, Giacomo Leopardi
15) Aleksandr Pushkin, Mikhail Lermontov
16) José de Espronceda, Ángel de Saavedra
17) Adam Mickiewicz
عالی بود مفید و کوتاه با ترجمه ای روان به درد معلم تاریخ هنر می خورد!!!!
پاسخحذففدا