از دایرةالمعارف بریتانیکا
هنرهای تجسمی و رمانتیسم
حدود سال های 1760 و 1770 تعدادی از هنرمندان انگلیسی، ازجمله جیمز بَری، هنری فیوزلی، جان همیلتون مورتیمر، و جان فلکسمن[1]، در انگلستان و رم شروع به نقاشی موضوعاتی کردند که مغایر با نزاکت هنری خشک و موضوعات کلاسیک تاریخی و اسطوره ای بود که تا آن زمان موضوع قراردادی هنرهای تجسمی به شمار می رفت. این هنرمندان مضامین غریب، رقتانگیز، یا به شدت قهرمانانه را ترجیح می دادند، و در آثارشان طراحیهای خطی خشک و پرتنش و تضادهای شدید نور و سایه را به کار می گرفتند. از دیگر نقاشان مهم اوایل دورۀ رمانتیک در انگلستان، ویلیام بلیک[2] بود که به تدریج تصاویر رؤیاگون منحصربهفرد و قدرتمند خویش را تکامل بخشید.
ژانر باشکوه منظرهپردازی رمانتیک انگلیسی در آثار نسل بعدی نقاشان، ویلیام ترنر و جان کنستبل[3] ظهور کرد. این هنرمندان بر تأثیرات دراماتیک و گذرای نور، فضا ، و رنگ برای به تصویر کشیدن یک جهان طبیعی پویا که قادر به برانگیختن حس احترام و عظمت باشد، تأکید میکردند.
نقاشان مهم رمانتیک در فرانسه عبارت بودند از: بارون آنتوان گرو[4]، که تابلوهای دراماتیکی از وقایع جنگ های ناپلئون ترسیم کرد، و تئودور ژریکو[5]،که قهرمان گرایی فردی و رنجی که در تابلوی "قایق نجات مدوسا" به تصویر کشیده است، و نیز پرتره های او از دیوانگان، در حدود سال 1820، به واقع جانی تازه به نهضت رمانتیسیزم دمید. اما بزرگترین نقاش رمانتیک فرانسوی اوژن دلاکروا[6] بود، که برای ضرب قلمهای آزاد و بیانگر، استفادۀ چشمنواز از رنگ، ترکیببندیهای پویا، و موضوعاتی متنوع و ماجراجویانه، از زندگی اعراب شمال افریقا گرفته تا موضوعات سیاسی انقلابی مربوط به فرانسۀ آن زمان، شهرت داشت. کارهای پل دلاروش، تئودور شسریو، و برخی آثار اینگرس[7] نمایندۀ آخرین و آکادمیکترین مرحلۀ نقاشی رمانتیک در فرانسه است. در آلمان نقاشی رمانتیک حالتی نمادین و استعاری یافت، چنانکه مثلا در کارهای رونگه[8] دیده می شود. کاسپار داوید فریدریش[9]، بزرگترین هنرمند رمانتیک آلمانی، منظرههایی نقاشی کرد که به طرزی خوفناک ساکن و خالی بود و در بیننده احساسی رازآمیز و حرمتی مذهبی برمی انگیخت.
رمانتیسم در معماری ابتدا با تقلید از سبک های معماری قدیمی تر و از خلال بناهایی تفننی معروف به “follies” ظاهر شد. معماری قرون وسطایی گوتیک برای تخیل رمانتیک در آنگلستان و آلمان جذاب بود، و این تجدید علاقه، به احیای سبک گوتیک انجامید.
موسیقی
رمانتیسم موسیقایی با تأکید بر اصالت و فردیت، بیان عاطفی-هیجانی شخصی، و آزادی و تجربهگری در فرم، مشخص میشود. لودویگ ون بتهوون و فرانتس شوبرت[10] به مانند یک پل دورۀ کلاسیک را به رمانتیک متصل کردند، زیرا گرچه فنون موسیقایی رسمی آثارشان اساساً کلاسیک بود، احساس به شدت شخصی موسیقیشان و استفادۀ آنها از عناصر موسیقی پروگراماتیک[11]، سرمشقی مهم برای آهنگسازان رمانتیک قرن 19 فراهم کرد.
گسترش و تکامل رپرتـوار ِ سـازی و ابداع فرمهای تازۀ موسیقـایی نظیر: لیـد، نوکــتورن، اینـترمتــسو، کاپریچـیو، پرلود، و مازورکا[12]، امکانات بیانگری دراماتیک را در موسیقی گسترش داد.
طبع رمانتیک اغلب منبع الهام خود را در متون شاعرانه، افسانه ها، و داستان های عامیانه میجوید و ارتباط کلام و موسیقی چه به لحاظ پروگراماتیک و یا در فرمهایی نظیر اورتور کنسرت[13] و موسیقی صحنه[14] مشخصۀ دیگر موسیقی رمانتیک است. آهنگسازان اصلی مرحلۀ اول رمانتیسم، هکتور برلیوز، فردریک شوپن، فلیکس مندلسون، و فرانتس لیست[15] بودند. این آهنگسازان بر قدرت بیانگری سازهای ارکستری افزودند؛ برای بهرهمندی از همۀ امکانات گام کروماتیک، دایرۀ هارمونی را وسعت بخشیدند؛ و به کاوش در ارتباط بین سازبندی و صدای انسان پرداختند. مرحلۀ میانی رمانتیسم موسیقایی با اشخاصی نظیر آنتونن دورژاک، ادوارد گریگ، و پیوتر ایلیچ چایکفسکی[16] مشخص می شود. تلاشهایی رمانتیک برای بیان تشخص یک ملتِ بخصوص از طریق موسیقی در آثار آهنگسازان چک، آنتونین دورژاک و بدریش اسمتانا[17] و نیز بسیاری از آهنگسازان روس، فرانسوی، و اسکاندیناویایی، هویداست.
اپرای رمانتیک در آلمان با آثار کارل ماریا فون وبر[18] آغاز شد، و در همان احوال اپرای رمانتیک در ایتالیا توسط آهنگسازانی چون گائتانو دونیزتی، وینچنزو بلینی، و روسینی[19] تکامل مییافت. اپرای رمانتیک ایتالیایی با آثار جوزپه وردی[20] به حد نهایی تکامل خود رسید. اپرای رمانتیک در آلمان نیز با ریچارد واگنر[21] به اوج رسید که در آثارش معیارهای بسیار متفاوت رمانتیسم را – میهنپرستی افراطی، قهرمان پرستی، صحنهآرایی و لباسهای رنگارنگ و پر زرق و برق، موسیقی بیانگر، و مجال دادن به نوازندگان و خوانندگان برای عرضۀ مهارت و استادی خویش– درهم آمیخت و یکپارچه ساخت. کسانی چون گوستاو مالر، ریچارد اشتراوس، سر ادوارد الگار، و ژان سـیـبلـیـوس[22] آهنگسازان شاخص آخرین مرحلۀ رمانتیسم موسیقایی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم هستند.
_______________________________________________________________
1) James Barry, Henry Fuseli, John Hamilton Mortimer, John Flaxman
2) William Blake
3) J.M.W. Turner, John Constable
4) Baron Antoine Gros
5) Théodore Géricault
6) Eugène Delacroix
7) Paul Delaroche, Théodore Chassériau, J.-A.-D. Ingres
8) P.O. Runge
9) Caspar David Friedrich
10) Ludwig van Beethoven, Franz Schubert
11) programmatic
موسیقی ِ سازی که مرتبط با یک داستان، شعر، ایده، یا صحنه است و قرار است مجموعهای از تصاویر یا اتفاقات را به ذهن متبادر کند.
12) lied, nocturne, intermezzo, capriccio, prelude, mazurka
لید آوازهای آلمانی که اغلب با یک ساز– معمولاً پیانو– همراهی میشود.
نکـتورن در زبان فرانسه به معنی شبانگاهی است و به قطعهای اغلب کــُند، تغزلی، رؤیایی و متناسب با خلوت شبانه گفته میشود که معمولاً برای پیانوی سولو تصنیف شدهاست.
اینترمتسو قطعه موسیقی است که در میان دو بخش اصلی از یک اثر موسیقایی نظیر اپرا میآید.
کاپریچیو قطعۀ سازی با فرم آزاد است با ضرباهنگی سرزنده و نشاطانگیز.
پرلود قطعهای کوتاه که بهعنوان مقدمۀ فوگ یا سوئیت ساخته و اجرا می شود و تِـم اصلی را معرفی میکند.
مازورکا نام رقص محلی در لهستان است و به موسیقی آن نوع رقص اطلاق می شود که معمولاً ضرب4/3 و 8/3 دارد.
13) concert overture
اوورتور قطعهای کوتاه برای ارکستر که آغازگر پردۀ اول یک اپرا و القاکنندۀ حالوهوای دراماتیک آن است. مقدمۀ ارکستری پردههای بعدی اپرا را پرلود می نامند.
14) incidental music
موسیقی صحنه که برای اجرا پیش از نمایش یا همزمان با آن ساخته شده و القا کنندۀ حالوهوای خاص آن نمایش است.
15) Hector Berlioz, Frédéric Chopin, Felix Mendelssohn, and Franz Liszt
16) Antonín Dvořák, Edvard Grieg, and Pyotr Ilyich Tchaikovsky
17) Bedřich Smetana
18) Carl Maria von Weber
19) Gaetano Donizetti, Vincenzo Bellini, and Gioacchino Rossini
20) Giuseppe Verdi
21) Richard Wagner
22) Gustav Mahler, Richard Strauss, Sir Edward Elgar, and Jean Sibelius
0 نظرات:
ارسال يک نظر