به قلم مرحوم دکتر محمد معین
علیاکبر دهخدا در حدود سال 1297 هجریقمری [1257 شمسی] در تهران متولد شد. پدر دهخدا خانباباخان که از ملاکان متوسط قزوين بود، پيش از ولادت وی از قزوين به تهران آمد و در اين شهر اقامت گزيد. هنگامی که علیاکبر دهخدا ده ساله بود پدر وی وفات کرد، و دهخدا با توجه مادر خود به تحصيل ادامه داد.
در آن زمان يکي از فضلای عصر به نام شيخ غلامحسين بروجردی برای تعليم و تربيت دهخدا تعيين شد. وی حجرهای در مدرسۀ حاج شيخ هادی (در خيابان حاج شيخ هادی) داشت، ومردی مجرد و به تدريس زبان عربی و علوم دينی مشغول بود. استاد دهخدا غالباً اظهار ميکردند که هرچه دارند، بر اثر تعليم آن بزرگمرد بودهاست. بعدها که مدرسۀ سياسی در تهران افتتاح شد، دهخدا درآن مدرسه مشغول تحصيل گرديد. معلم ادبيات فارسی آن مدرسه محمدحسين فروغی مؤسس روزنامۀ تربيت و پدر ذکاءالملک فروغی بود، و آن مرحوم گاه، تدريس ادبيات کلاس را به عهدۀ دهخدا میگذاشت. چون منزل دهخدا در جوار منزل مرحوم آيةالله حاج شيخ هادی نجم آبادی بود، وی از اين حسن جوار استفادۀ کامل میبرد و با وجود صغر سن، مانند اشخاص سالخورده از محضر آن بزرگوار بهرهمند میگشت. در همين ايام به تحصيل زبان فرانسه پرداخت. بعداً هنگامی که معاونالدوله غفاری به سفارت ايران در بالکان منصوب شد، دهخدا را با خود به اروپا برد، و استاد دو سال در اروپا و بيشتر در وين پايتخت اتريش اقامت داشت، و در آنجا زبان فرانسه و معلومات جديد را تکميل کرد.
مراجعت دهخدا به ايران مقارن با آغاز مشروطيت بود، و از آن موقع با همکاری مرحوم جهانگيرخان و مرحوم قاسم خان، روزنامۀ صور اسرافيل را منتشرکرد و آن از جرايد معروف و مهم صدر مشروطيت بود. جذابترين قسمت آن روزنامه ستون فکاهی بود که به عنوان «چرند و پرند» به قلم استاد و با امضای «دخو» نوشته میشد، و سبک نگارش آن در ادبيات فارسی بیسابقه بود و مکتب جديدی را در عالم روزنامهنگاری ايران و نثر معاصر پديد آورد. وی مطالب انتقادي و سياسي را با روش فکاهی در طی آن مقالات منتشر میکرد.
پس از تعطيل مجلس شورای ملّی در دورۀ محمدعلی شاه، دهخدا را با جمعی از آزاديخواهان به اروپا تبعيد کردند. وی در پاريس با علامه محمد قزوينی معاشر بود، سپس به سويس رفت و در «ايوردن» سويس نيز سه شماره از «صوراسرافيل» منتشرکرد. آنگاه به استانبول رفته با مساعدت جمعی از ايرانيان که در ترکيه بودند روزنامهای به نام «سروش» به زبان فارسی انتشارداد که درحدود پانزده شماره منتشرشد. پس از اينکه مجاهدين تهران را فتح کردند و محمدعلی شاه خلع گرديد، دهخدا از تهران و کرمان به نمايندگی مجلس شورای ملّی انتخاب شد، و با استدعای احرار و سران مشروطيت از عثمانی به ايران بازآمده به مجلس شورا رفت.
در دوران جنگ بينالمللی اول، دهخدا در يکی از قرای چهارمحال بختياری منزوی بود و پس از جنگ به تهران بازگشته از کارهای سياسی کناره گرفت، و به خدمات علمی و ادبی و فرهنگی مشغول شد، و مدتی رياست دفتر (کابينه) وزارت معارف، رياست تفتيش وزارت عدليه، رياست مدرسۀ علوم سياسی و سپس رياست مدرسۀ عالی حقوق و علوم سياسی تهران به او محول گرديد، و از آن زمان تا پايان حيات بيشتر به مطالعه و تحقيق و تحرير مصنفات گرانبهای خويش مشغول بود.
علامه دهخدا در ساعت شش و سهربع بعد ازظهر روز دوشنبه هفتم اسفندماه 1334 هـ. ش. درخانۀ مسکونی خويش واقع در خيابان ايرانشهر (جلال بايار) به رحمت ايزدی پيوست. جنازۀ آن مرحوم در بامداد روز چهارشنبه به شهرری مشايعت و درابن بابويه درمقبرۀ خانوادگی مدفون گرديد.
در آن زمان يکي از فضلای عصر به نام شيخ غلامحسين بروجردی برای تعليم و تربيت دهخدا تعيين شد. وی حجرهای در مدرسۀ حاج شيخ هادی (در خيابان حاج شيخ هادی) داشت، ومردی مجرد و به تدريس زبان عربی و علوم دينی مشغول بود. استاد دهخدا غالباً اظهار ميکردند که هرچه دارند، بر اثر تعليم آن بزرگمرد بودهاست. بعدها که مدرسۀ سياسی در تهران افتتاح شد، دهخدا درآن مدرسه مشغول تحصيل گرديد. معلم ادبيات فارسی آن مدرسه محمدحسين فروغی مؤسس روزنامۀ تربيت و پدر ذکاءالملک فروغی بود، و آن مرحوم گاه، تدريس ادبيات کلاس را به عهدۀ دهخدا میگذاشت. چون منزل دهخدا در جوار منزل مرحوم آيةالله حاج شيخ هادی نجم آبادی بود، وی از اين حسن جوار استفادۀ کامل میبرد و با وجود صغر سن، مانند اشخاص سالخورده از محضر آن بزرگوار بهرهمند میگشت. در همين ايام به تحصيل زبان فرانسه پرداخت. بعداً هنگامی که معاونالدوله غفاری به سفارت ايران در بالکان منصوب شد، دهخدا را با خود به اروپا برد، و استاد دو سال در اروپا و بيشتر در وين پايتخت اتريش اقامت داشت، و در آنجا زبان فرانسه و معلومات جديد را تکميل کرد.
مراجعت دهخدا به ايران مقارن با آغاز مشروطيت بود، و از آن موقع با همکاری مرحوم جهانگيرخان و مرحوم قاسم خان، روزنامۀ صور اسرافيل را منتشرکرد و آن از جرايد معروف و مهم صدر مشروطيت بود. جذابترين قسمت آن روزنامه ستون فکاهی بود که به عنوان «چرند و پرند» به قلم استاد و با امضای «دخو» نوشته میشد، و سبک نگارش آن در ادبيات فارسی بیسابقه بود و مکتب جديدی را در عالم روزنامهنگاری ايران و نثر معاصر پديد آورد. وی مطالب انتقادي و سياسي را با روش فکاهی در طی آن مقالات منتشر میکرد.
پس از تعطيل مجلس شورای ملّی در دورۀ محمدعلی شاه، دهخدا را با جمعی از آزاديخواهان به اروپا تبعيد کردند. وی در پاريس با علامه محمد قزوينی معاشر بود، سپس به سويس رفت و در «ايوردن» سويس نيز سه شماره از «صوراسرافيل» منتشرکرد. آنگاه به استانبول رفته با مساعدت جمعی از ايرانيان که در ترکيه بودند روزنامهای به نام «سروش» به زبان فارسی انتشارداد که درحدود پانزده شماره منتشرشد. پس از اينکه مجاهدين تهران را فتح کردند و محمدعلی شاه خلع گرديد، دهخدا از تهران و کرمان به نمايندگی مجلس شورای ملّی انتخاب شد، و با استدعای احرار و سران مشروطيت از عثمانی به ايران بازآمده به مجلس شورا رفت.
در دوران جنگ بينالمللی اول، دهخدا در يکی از قرای چهارمحال بختياری منزوی بود و پس از جنگ به تهران بازگشته از کارهای سياسی کناره گرفت، و به خدمات علمی و ادبی و فرهنگی مشغول شد، و مدتی رياست دفتر (کابينه) وزارت معارف، رياست تفتيش وزارت عدليه، رياست مدرسۀ علوم سياسی و سپس رياست مدرسۀ عالی حقوق و علوم سياسی تهران به او محول گرديد، و از آن زمان تا پايان حيات بيشتر به مطالعه و تحقيق و تحرير مصنفات گرانبهای خويش مشغول بود.
علامه دهخدا در ساعت شش و سهربع بعد ازظهر روز دوشنبه هفتم اسفندماه 1334 هـ. ش. درخانۀ مسکونی خويش واقع در خيابان ايرانشهر (جلال بايار) به رحمت ايزدی پيوست. جنازۀ آن مرحوم در بامداد روز چهارشنبه به شهرری مشايعت و درابن بابويه درمقبرۀ خانوادگی مدفون گرديد.
______________________________________________
به نقل از مقدمۀ لغتنامۀ دهخدا
0 نظرات:
ارسال يک نظر